قلب تبعيدي من در طلب و يار كجاست؟
كه غزل خانه چشمان غزل رو به شماست
در گذر از تن ِ ايام چه كردي؟ دل من
آيه ي عشق به تفسير ِ همه عمر ِ بلاست
منتظر بودم از اول كه به دل بنشيني
دل ِ مضطر شده ام پنجره ي باز دعاست
پلك اين پنجره را باز كن از شب بگريز
كه سحر قاتل اعدامي اين شام رياست
چاره هجر چه باشد مگر آن ذكر و دعا
قفس سينه ي ما خانه ي انوار ِ خداست
آنقدر شعر بخوانم كه تو در خواب شوي
پشت پلك غزلم ديده ي گريان و دواست
بيدل از پرتره ي چشم تو اين شعر نوشت
غزلم شور ترين شعر به كام ِ شعراست
برچسب: آیه ی عشق,آیه ای درباره ی عشق,
نویسنده: پرهام پاکدل